X
تبلیغات
تخته سپید - ایل پاپی (از عشایر لر- منطقه غرب ایران) قسمت اول

تخته سپید

صحبتهای برو بچه های روابط عمومی

ایل پاپی (از عشایر لر- منطقه غرب ایران) قسمت اول

تحقیق درس مردم شناسی

 استاد: جناب آقای دکتر مینایی

دانشجو: علی بهرامی خرسند

دانشجوی رشته کاردانی روابط عمومی

 مقدمه:

قلمرو زيست عشاير كوچ‏رو ايران عمدتاً در امتداد سلسله جبال زاگرس و در استانهاي آذربايجان شرقي و غربي، باختران، خوزستان، لرستان، ايلام، چهارمحال بختياري و كهكيلويه و بويراحمد، فارس و خراسان و سيستان و بلوچستان و سمنان و نقاط مركزي ايران است.

هریك‌ از گروههای‌ چادرنشین‌ بزرگ‌ ایران‌ دارای‌ یك‌ دستگاه‌ حكومتی‌ با ساختار مشخص‌ در نظام‌ انشعابی‌ بود كه‌ در تمام‌ شعب‌ و شاخه‌های‌ ایل‌ نفوذ داشت‌ و كم‌وبیش‌ در رأس‌ این‌ هرم‌ انشعابی‌ و در دست‌ ایلخان‌، متمركز می‌شد و اگر عوامل‌ خارج‌ از ایل‌ دخالت‌ نمی‌كردند، قدرت‌ ایلخان‌، به‌ طور موروثی‌، به‌ پسرش‌ منتقل‌ می‌شد.  سیاست‌ دولت‌ در مورد سركوبی‌ عمومی‌ ایلات‌ و عشایر ایران‌ در 1332 ش‌ به‌ تمام‌ نقشهای‌ ملی‌ و منطقه‌ای‌ خانها پایان‌ داد و همه خانها از رأس‌ قدرت‌ هرم های‌ ایلی‌ حذف‌ شدند و فقط‌ كلانتران‌ و كدخدایان‌ باقی‌ ماندند كه‌ در نظام‌ قدیم‌، مراحل‌ میانی‌ این‌ سلسله‌مراتب‌ را تشكیل‌ می‌دادند. براساس اطلاعات سرشماري در تيرماه 1366 در كل مناطق عشايري استانهاي كشور 96 ايل و 547 طايفه مستقل سرشماري شده اند. تعداد جمعيت كوچنده كشور در سال 1366 برابر 1152099 نفر بوده است.  بنا بر نتایج‌ سرشماری‌ تیر 1377، تعداد چادرنشینانی‌ كه‌ در كوچ‌ ییلاقی‌ خود بیش‌ از سی‌ كیلومتر را طی‌ كردند، 719 ، 910 تن‌ بودند كه‌ از این‌ تعداد، 844 ، 471 تن‌ مرد و 875 ، 438 تن‌ زن‌ بودند. در سرشماری‌ 1377 ش‌، از صد ایل‌ چادرنشین‌ نام‌ برده‌ شده‌ است‌ كه‌ بزرگ‌ترین‌ آنها ایل‌ بختیاری با 172، 27 خانوار و 505 ، 181 تن‌ جمعیت‌  و كوچك‌ترین‌ آنها ایل‌ شهریاری‌ كرمان‌ با شش‌ خانوار و 52 تن‌ جمعیت‌ بود. در این‌ سرشماری‌، از 592 طایفه مستقل‌ نیز نام‌ برده‌ شده‌ كه‌ بزرگ‌ترین‌ آنها طایفه مستقل‌ كوهْمَره‌ سرخی فارس‌ با 017 ، 1 خانوار و 669 ، 6 تن‌ جمعیت‌ و كوچك‌ترین‌ آنها طایفه‌های‌ مستقل‌ یك‌ خانواری‌ با پنج‌ تن‌ جمعیت‌ بود.

تحقيق حاضر درسه فصل به ساختار اجتماعي ، اقتصاد، آداب و رسوم و باورهاي اعتقادي، ايل پاپي  می پردازد، لغت نام دهخدا اين ايل را اين چنين معرفي كرده است:

«پاپي نام یکی از طوایف ایل پیشکوه از قبائل کرد ایران تقریباً دارای 1000 خانوار که در سیزار و کوههای هشتادپهلو و قیرآب و شمال دزفول مسکن دارند.»

در منابع ديگر در مورد قوم هاي شهر انديمشك اين چنين آمده:

«پاپی یکی از طوایف بزرگ قوم لر می‌‌باشد. . شاید نزدیک به هفتاد درصد شهرستان اندیمشک در استان خوزستان پاپی باشند و از نظر جغرافیایی از جنوب شرقی خرم آباد تا شمال اندیمشک درخوزستان پراکنده‌اند».

در تحقيقي كه پيش رو داريد احتمال دارد بعضي نقص ها و يا اطلاعاتي غير واقع ديده شود ، كه  مي توان مطالب  ذيل را دليل آن عنوان نمود:

1.  ايل پاپي يكي از ايلهايي است كه متاسفانه كمتر مردم شناسان كشورمان در مورد آن كار كرده اند و منابع كمي در مورد مردم شناسي اين ايل وجود دارد .

2. اين ايل در حال حاضر كمتر بصورت عشايري ديده شده است و بعضي اطلاعات براي سالهاي قبل از انقلاب مي باشد و اطلاعات روز ممكن است مطالب ديگري را نشان دهد.

3. دامنه و مسير حركت اين ايل در دو استان كشورمان انجام مي گيرد (لرستان و خوزستان) و بايد از دو استان اطلاعات جمع آوري  مي گشت كه بعضي اطلاعات با هم تفاوت دارد.

4. محقق خود اهل اين قوم نبوده و احتمال دارد بعضي واژه ها را با تلفظ اشتباه و... آورده باشد.

 

تعاريف ومفاهیم:

لر: دسته‌هائي از ايرانيان كه در بخشي از باختري و مركز ايران مي نشينند «لر» ناميده ميشوند. لرها به دو دسته بزرگ بخش ميشوند يكي دسته‌اي كه همه طايفه‌هاي بختياري را در برمي‌گيرند و لر بزرگ ناميده ميشود و ديگر دسته اي كه لرهاي لرستان و خوزستان را در بر مي گيرد و لر كوچك ناميده ميشود. مرز ميان اين دو دسته رودخانه بختياري است. شهر خرم‌آباد مركز لر كوچك و همچنين مركز فرمانداري كل لرستان است.

ايل:  ايل واژه‏اي است مغولي و تركي به معناي دوست، يار، همراه و هم قبيله.

عشيره:  عشيره كه مترادف با ايل استعمال شده، واژه‏اي است عربي به معناي بني اعمام و نزديكان از جانب پدر كه جمع آن عشاير و عشيرات است. عشيره اسم فارسي ماخوذ از زبان عربي به معناي خويشان، نزديكان، تبار، اهل خانه، و طايفه است.

ايلات:  ايلات (جمع ايل) براي نخستين بار در زبان فارسي در زمان ايلخانيان به كار رفته كه منظور از آن طوايف صحرانشين و نيمه صحرانشين است.

عشايري: در ايران جمعيتي را عشايري به حساب آورده‏اند كه داراي وابستگي ايلي بوده به زندگي كوچ روي با معيشت غالب شباني اشتغال دارند. اين جمعيت را به سه گروه عمده تقسيم كرده اند. كوچ نشينان، نيمه كوچ‏نشينان و رمه‏گردانان.

كوچ نشينان: شامل افرادي هستند كه در ييلاق سرپناه ثابتي ندارند وابستگي آنان به زمين زراعي بسيار اندك، كشت و كارشان ديم و قلمرو زيستي آنان در اراضي حاشيه‏اي يكجانشينان است.

نيمه كوچ‏نشينان: جمعيتي عشايري‏اند كه عمدتا قشلاق را در ساختمان و يا در آباديهاي قشلاقي و ييلاق را در چادر به سر مي برند اين گروه نسبت به كوچ‏نشينان وابستگي بيشتري به زمين دارند. خصوصاً در قلمرو قشلاقي خود داراي آب و زمين زراعي بوده و در قشلاق در آباديها ساكن اند و مانند روستاييان زارع و باغدار هستند.

رمه گردانان: از مراتع طبيعي ييلاق استفاده مي كنند و به پرورش دام با بردن رمه ها به مراتع بدون همراهي اعضا  خانواده اشتغال دارند در اين شيوه دامها همراه چوپان يا بعضي از اعضاي  خانوار به مراتع برده مي شوند پس از پايان دوره بهره‏برداري از مراتع دامها به آباديهاي قشلاقي مراجعه و دوره قشلاقي را در طويله و از طريق تعليف و تغذيه دستي مي گذرانند.

تيره:  در ساختار اجتماعي عشاير، تيره از مجموع چند واحد كوچكتر مانند دودمان، بنكو، تش، اوبا و ... تشكيل مي شود كه بعد از طايفه قرار دارد و ركن اصلي طايفه و ايل بحساب مي آيد. اساس تيره مبتني بر پيوندهاي خويشاوندي و اصل و نسبي است كه همبستگي سياسي، اجتماعي اقتصادي و دفاع از منافع افراد عضو را به عهده دارد.

زيست بوم عشايري: محدوده اي است از سرزمين و قلمرو رده هاي ايلي كه علي الاصول شامل: ييلاق، قشلاق و مسير بين اين دو باشد.

 ييلاق يا سردسير:محدود زيست و قلمرو جغرافيايي كه عشاير، تمام يا قسمتي از فصول بهار و تابستان را در آن مي گذرانند.

 قشلاق يا گرمسير: محدوده زيست و قلمرو جغرافيايي كه عشاير، تمام يا قسمتي از فصول پائيز و زمستان را در آن مي گذرانند.

 ميانبند: به گذرگاهها و اطراقگاههاي موقت در مسيرهاي كوچ بين ييلاق و قشلاق اطلاق مي گردد.

كوچ عشايري: عبارت است از حركت خانوارهاي عشايري از نقطه اي به نقطه ديگر با هدف استفاده از مراتع براي چراي دام كه معمولاً با همه اعضاي خانوار، باروبنه، سرپناه قابل حمل و همراه با ايل، طايفه يا رده هايي از آن انجـام مي گـردد. كوتاه يا بلنـد بودن مسير كوچ تغييري در مفهوم كـوچ  نمي دهد.

مسير كوچ: به خط سير كوچ حداقل كوچكترين رده ايلي از ييلاق به قشلاق و بالعكس اطلاق مي گردد.

كوچ سنتي: كوچ سنتي به شيوه اي از كوچ اطلاق مي گردد كه خانوار طي مسير كوچ به همراه دام حركت نموده و در اطراقگاههاي مشخصي توقف داشته و در اين جابجايي تمام باروبنه زندگي بوسيله چهارپايان حمل مي گردد.

كوچ ماشيني : كوچ ماشيني به شيوه اي از كوچ اطلاق مي گردد كه در جريان كوچ خانوار و باروبنه بوسيله وسائط نقليه موتوري حمل مي گردد. در اين شيوه ممكن است دام خانوار نيز بوسيله وسايل نقليه موتوري جابجا گردد.

لوطی: دوره گردان آوازه خوان، كه در بخش موسيقي مفصل توضيح داده خواهد شد.

كولا: نوعي مسكن عشايري است كه در فصل تابستان بنا مي گردد.

تاريخچه:

تاریخچه . تا پیش از دورة قاجار نامی از ایل پاپی به میان نیامده است؛ در این دوره پاپی مراد، بنیانگذار و جدّ هفتم خوانین پاپی ، برای اولین بار شماری از تیره ها و طوایف این منطقه را متحد کرد و به صورت ایلی واحد درآورد. پس از پاپی مراد، ایل پاپی بین فرزند و برادرزاده اش براساس قراردادی در 1228 تقسیم شد.

در 1303 ش نبرد سختی میان ارتش و ایلات لرستان رخ داد که حسینقلی خان با دیگر سران ایلات بالاگریوه در آن شرکت داشتند، اما سرتیپ شاه بختی با میانجیگری میرزارحیم خان معین السلطنه ، از کارگزاران دولتی اواخر قاجار، و شیرمحمدخان ایلخانی سگوند با بعضی از سران بالاگریوه چون حسینقلی خان پاپی و حسین خان بهاروند ارتباط نزدیک برقرار کرد که در نتیجة آن جنگ را رها کرده تسلیم شدند.

پس از استقرار دولت در لرستان در حدود 1308 ش ، ایل پاپی همانند دیگر ایلات لرستان به دستور دولت یکجانشین شد، اما سران ایل به عنوان رابط بین دولت و ایل موقعیت خود را حفظ کردند. محدودة ایل پاپی درزمان حکمرانی پهلوی گسترش یافت.

به هنگام احداث سدّ دز در دهة 1330 ش ، افراد ایل در تأسیسات سدّ به مشاغل گوناگون هرچند در رده های پایین گمارده شدند.

پس از اصلاحات ارضی ، مالکیت سنّتی و ساختار سیاسی سنّتی ایل دگرگون شد. اکنون خوانین امتیازات گذشته را از دست داده و بسیاری از آنها منطقه را ترک کرده اند.

وجه تسميه

وجه نامگذاری این ایل بدرستی مشخص نیست . پاپی در فارسی یعنی پیروی پی پای کسی رفتن. همانطور که گفته شد دهخدا می گوید که پاپی ازطوایف کرد وایرانی تبار هستند وهیچ منبع خاصی دال بر از هند آمدن آنها نداریم وامابنا بر اطلاعات کتاب آقای پاپی چاپ قم که چندین بار تجدید چاپ شده طایفه های دیگر این ایل خورشیدوند دوزقی درویشوند کشوری ومدهنی ومالزیری میباشد.

براساس روایت محلی ، اطلاق واژة پاپی بر این مردم و سکونتگاه آنان با وجود بقعة شاهزاده احمد در این منطقه ارتباط دارد، زیرا خدام این بقعه «پاپی » نامیده می شوند. نیز گفته می شود هنگامی که شاهزاده احمد، از اعقاب امام موسی علیه السلام ، وارد این منطقه شد، مردم از وی پیروی کردند و ازین رو، واژة پاپَی (به معنای پیرو) به آنها اطلاق شده است، اما چون تلفظ این واژه برای مردم سنگین بوده است آن را به صورت کنونی درآورده اند.این روایت به دلیل نامعلوم بودن زمان زندگی شاهزاده احمد و فاصلة زمانی او تا امام موسی علیه السلام نمی تواند مفید و قابل اعتنا باشد.

به نظر می رسد که واژة پاپی در اصل پاپا به معنای جدّ بوده است . اصولاً در لرستان واژة بابا (جدّ) به عنوان احترام به صورت پیشوند به نام صاحبان بعضی از بقعه ها چون بابابزرگ ، باباخوارزم ، بابازید، باباخلیل و... اضافه شده است ، هر چند همة اینان از «اهل حق » بوده اند، در منطقة پاپی نیز هنوز بقعه ای با عنوان پاپاانار (دینار) وجود دارد. سابقة واژة پاپی و زمان اطلاق آن بر این منطقه مشخص نیست . با این حال ، این واژه برای اولین بار به صورت پیشوند همراه با نام «مراد»، جدّ هفتم خوانین و بنیانگذار ایل پاپی ، ذکر شده است.

بنابراین ، دست کم واژة پاپی در اوایل حکمرانی قاجاریه به شماری تیره و طوایف کوچک که اغلب منشأ متفاوتی داشته اند و به رهبری پاپی مراد به صورت ایل کوچکی متحد شده بودند، اطلاق گردیده است. ازایل پاپی به ایل مست قل هم یاد می شود.

مسیر حرکت  ايل پاپي:

سرزمین پاپی در شرق لرستان قرار گرفته و از شمال به قلمرو ایل سگوند، از شرق به رودخانة دز (سِزار) و خاک بختیاری، از غرب به قلمرو بهاروند و قلاوند و از جنوب به سرزمین قلاوند محدود، و منطقه ای کاملاً کوهستانی است . ایل پاپی در بخش پاپی از توابع خرم آباد است که مرکز آن سپیددشت که حدود 1306 کیلومتر مربع مساحت دارد و در جنوب شرق لرستان واقع شده است.

مهمترین مناطق پاپی از شمال به جنوب گِریت ، کاشَرَف ، سپیددشت ، گازِه ، طاف ، کِشْوَر، سیرُم ، و منطقة مازو است . در تقسیمات جدید بخشهایی از منطقة جنوبی پاپی جدا، و به بخش الوار گرمسیری اضافه شده است.

سرزميني كه ايل پاپي در آن رفت و آمد مي كنند نسبتاً وسيع است. فاصله جنوبي تا شمالي آن بيش از 70كيلومتر و فاصله شرقي تا غربي آن در بعضي جاهابه 30 كيلومتر مي رسد.

سرزمین پاپی از برکت کوه های پربرف و نیز ارتفاع زیاد و جنگل های انبوه آب و هوای ییلاقی دارد و قسمت بسیاری از راه های آن در زمستان به علت برف زیاد قابل عبور نیست و چون هوای سردسير دارد پایگاه خوبی برای سکونت ساکنان کوچ نشین آن که زمستان ها را رد پیرامون شهرستان های اندیمشک و بخش الوار گرمسیری می گذرانند.به اين ترتيب سرزمين ييلاقي آن در جنوب شرقي خرم آباد و سرزمين قشلاقي آن در شمال انديمشك قرار دارد.

پوشش گياهي بخش پاپي

اين منطقه داراي پوشش گياهي متنوعي باشد و همين تنوع پوشش گياهي اين بخش را به يكي از بهترين و با نشاط ترين تفريح گاههاي تابستاني استان لرستان مبدل كرده است . جنگل هاي سرسبز آن شامل درختان جنگلي و بوته ها و درختچه هاي : بلوط – كيكم – گيرچ( زالزالك ) شن – ارجن – گلابي وحشي ( مرو )- پسته وحشي – گون – شاپسند – وزم – تاك –نارون – آلبالوي وحشي – گردو – انجير- انار – گيلاس وحشي – زبان گنجشك – بادام – توت – وناو- و دهها درخت ديگر است  .

انواع نباتات داروئي و گياهان معطر مانند : خاكشير – گل بنفشه – ريحان – گل گاوزبان – گل محمدي – گل سرخ – شقايق- گل لاله – گل نرگس – بيد مشك در اين منطقه به وفور يافت مي شود . البته نباتات خوراكي زيادي مانند : كنگر – پاقزان – ريواس – پونه – نعناع – فياله – آب نول  و انواع قارچ هاي خوراكي در فصل بهار زينت بخش اين ديار مي باشند .

طبقات و سازمان ايل:

واحد اجتماعی ایل به این صورت میباشد:                         طایفه ← تیره ←  دودمان یا اولاد

ایل پاپی ، همانند سایر ایلات لرستان ، به دو قسمت خوانین و هُمساها (رعیتها و وابستگان ) تقسیم می شد. در حدود پنج قرن پیش ریاست ایل پاپی بر عهده ی شخصی به نام پاپی مراد بوده است وایل پاپی به نام وی نام گذاری شده است.پس از وی دو عموزاده به نام های مناصر و هادی ریاست ایل را بر عهده گرفتند و از نسل آنان دو تیره بوجود آمد. ریاست ایل را به صورت موروثی به دست گرفتند .ازاین جهت است که که دو شعبه ی ایل، خوانین مناصر و خوانین هادی به نام این دو تیره نام گذاری شده اند.در زير به شعب طوایف و تیره های ایل پاپی اشاره می شود:


 .1شعبه ی هادی : شامل طوایف یاقوند و خدمه می باشد که وابسته به خوانین هادی و زیر آنان اداره می شدند.

الف)طایفه یاقوند: شامل تیره های: ملکعلی وند،سوز علی وند،چپ،قاسم علی ،سراوی
ب)طایفه خدمه: شامل تیره های: تاجدی وند، سیدوند،بلبون،خیزوند

  .2شعبه ی مناصر: بزرگتر از شعبه ی هادی بوده است و شامل طوایف :مدهنی،لیریایی،گراوند،کشوری و مال زری می باشد
الف)طایفه مدهنی : شامل تیره های:جمال ،ملا ،داراوند
ب)طایفه ی لیریایی: شامل تیره های:خورشیدوند،منجری ،رگی
ج) طایفه ی گراوند: شامل تیره های:پسیر و شوادر میباشد
د) طایفه ی کشوری شامل تیره های:رئیسوو شهر میر میباشد
هـ) طایفه ی مال زری : شامل تیره های:درشوند وتاوه ای

3. اقلیت‌های غیر لر: (سادات)

نظام سیاسی ایل پاپی امزوره دگرگون شده است و ایل به عنوان یک واحد سیاسی دارای کاربرد نمی‌باشد .در حال حاضر هر تیره به صورت مستقل وبدون دخالت خان امور خود را اداره می کنند .

 

ايل هاي خرم آباد

ايل بالا گريوه

ايل پاپي

ایل باجولوند

 

ایل بختياري

 

شعبه  هادي

 

شعبه  مناصر

 

اقليت هاي غير لر

 

طايفه 

ياقوند

 

 طايفه

خدمه

 

تيره هاي:

ملکعلی وند

سوز علی‌وند

چپ

قاسم علی

سراوی

تيره هاي:

تاجدی وند سیدوند

بلبون

خیزوند

طايفه  مدهني

 

 طايفه ليريايي

 

طايفه  گراوند

 

 طايفه مال زري

 

 طايفه كشوري

 

تيره هاي:

جمال

ملا

داراوند

  تيره هاي:

خورشيد وند

منجري

ركي

 تيره هاي:

پسير

شوادر

 تيره هاي:

درشوند

تاوه اي

 تيره هاي:

رييسو

شهرمير             

  سادات

تيره هاي:

طباطبایی زرونی

جمعيت:

جمعیت ایلات خرم آباد ، مشتمل بر پاپی و سه ایل دیگر  در سال 1254،6000خانوار و جمعیت ایل پاپی را در 1300 بالغ بر 950 خانوار دانسته اند.

در گزارشی دیگر که احتمالاً در حدود 1315 ش نوشته شده است شمار خانوارهای پاپی 1582 خانوار ذکر شده است. در گزارش حوزة حکومتی بروجرد و لرستان در 1306ش،  جمعیت پاپی 1008خانوار برآورد شده است.

 ستارمنش در 1333 ش جمعیت پاپی را حدود پنج هزار خانوار نوشته است. پس از او، جمعیت این ایل را در 1334 ش، حدود 1000 خانوار گزارش کرده است . ساکی در اوایل دهة 1340ش جمعیت مناطق پاپی را بر روی هم حدود 11000 تن نوشته است . اما جمعیت ایل پاپی در آن زمان احتمالاً بیشتر از رقم یاد شده بوده است ، زیرا به احتمال قوی آن عده از پاپی ها که در تأسیسات سدّ دز مشغول کار بوده اند به طور جداگانه آمارگیری شده اند.

طبق سرشماری عشایری در سال  1366 ش ، جمعیت چادرنشین پاپی بالغ بر 1166 خانوار برآورد شده است که جمعاً مالک 103807رأس انواع چارپایان حلال گوشت بوده اند.

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش پاپی در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۷۱۱۱ نفر بوده است که از این میان ۸۸۲۷ نفر مرد و بقیه زن بوده اند. این بخش ۳۳۸۵ خانوار دارد، از آنجایی که در سالهای اخیر بسیاری از پاپی ها به شهرها مهاجرت کرده اند و تاکنون کسی آماری جداگانه از آنها تهیه نکرده است ، هرگونه رقمی براساس حدس و گمان خواهد بود.

زبان و ادبيات:

مردم لر به دو زبان لري و لكي صحبت مي كنند كه اولي زبان اكثر شعبات قوم لر مي باشد و دومي در بين برخي از طوايف لر بخصوص مناطق شمالي لرستان (مناطق الشتر _ كوهدشت _ نور آباد ) رايج است .

ايل پاپي، آخرین منطقه گویش لری خرم آبادی ودر مرز گویش لری بختیاری است. مردم اين سرزمين به دو گويش جداگانه لكي و لري سخن مي‌گويند كه با يكديگر از نظر دستور و هم از نظر واژه‌ها فرق فراوان دارند.

بر اساس مطالعات زبان شناسي ، زبانهاي لري و لكي جزو زبانهاي هندو ـ اروپايي به شمار مي آيند.

زبانهاي ايراني شامل زبانهاي ايراني شرقي ، و زبانهاي ايراني غربي مي باشد .لكي و لري جزو زبانهاي ايراني غربي محسوب مي شوند .

 بسياري از واژه هاي لري اغلب ريشه هاي باستاني دارند و به احتمال تعداد زيادي از اين واژه ها مربوط به زبانهاي كاسي و عيلامي مي باشد .گفته مي شود زبان پارسي در زمان امپراتوريهاي هخامنشي ، اشكاني و ساساني در لرستان گسترش يافته است .

در بين زبانهاي جنوب غربي ايران ،زبان (گويش)لري بزرگترين رابطه را با زبان فارسي دارد. كه هر دوي آنها دنباله پارسي ميانه، زبان پارتيان قرن هشتم بعد از ميلاد هستند ،و همانگونه كه مي دانيم پارسي ميانه، زبان پارتيان و ساسانيان بود كه به تدريج تغيير شكل داده و به صورت زبان فارسي نزديك است كه بعضي معتقدند اين زبان در گذشته نه چندان دور از فارسي منشعب شده است .

 طايفه‌هائي كه در بخشهاي شمالي شهرستان خرم آباد مي نشينند به گويش لكي، و طايفه هائي كه در بخشهاي جنوبي(از جمله منطقه پاپي در جنوب شرقي) آن زندگي مي كنند به گويش لري سخن       مي گويند.

بعضی واژه هاي رایج:

گاهي مواقع روشن كردن وضع مناسبات و خطوط خانوادگي بين لرها دشوار است، كلمه (برادر) در مفهوم وسيعي ( دوستان و مردم آن محل) بكار مي رود. لرها خويشاوندان خود را با زبان محلي خود نام مي برند براي مثال چند نمونه ذكر  مي نمائيم:

پدر= بوآ   ـ  مادر= دا  ـ  عمو= تاتا     ـ   عمه= كاسي   ـ دائي= هالو    ـ   خاله= هاله

ترانه های لری «تصنیف ها»

ترانه های لری به دو دسته تقسیم می شوند . نخست ترانه هایی بسیار قدیمی که ساخته و پرداخته ذوق و تفکر سالم صحرانشینان گمنامی است که خالق این الحان هستند ، زمان ساختن آهنگها و سازنده آنها معلوم نیست و از نسل ها سینه به سینه یادگار مانده است .

دسته دوم ترانه هایی هستند که به وسیله اشخاص و مخصوصا نوازندگان محلی که در اصطلاح به آنان (لوطی) اطلاق می گردد خلق و ابداع شده که بعضی از این آهنگها با اینکه فاقد توالی منظم از نظر پرده و نیم پرده و فراز می باشند لیکن از نظر جوهر و فطرت آهنگین قابل توجه است . از ترانه های قدیمی و دلکشی که آوازه آن مرزهای لرستان را درنوردیده و در اکثر شهرهای ایران هم خواهان بسیار دارد آهنگ معروف « دایه دایه» است که ترانه ای حماسی و پرشور می باشد و یادآور جنگها و شجاعتهای قوم لر می باشد نخستین بیت آهنگ این است :

زین برگم بونیت وو مادیونم        خورمه بوریتو سی هالوونم

ضرب المثل ها:

1.       تو پولا  و  مو  پولا  جا مون  نی  زیر  یک  کولا.

يعني: من و تو از یک جنس هستیم و در زیر یک آلاچیغ ( سقف ) جا نمی شویم

كاربرد: برای افرادی بکار می رود که می خواهند نزدیکان و بستگان خود را دور بزنند و احساس برتری نسبت به نزدیکان خود دارند .

2.  یا مِیِدون  نرو  یا  دالکَه   دالکَه  نکن

یا کاری را شروع نکن  و یا اظهار عجز نکن .

برای افرادی بکار می رود که کاری را با اختیار و اصرار  خود شروع می کنند و بعد  در وسط کار شروع به  غر زدن می کنند و اظهار ناتوانی می کنند.

 3.  پو پله رَ شَه مهمون یک روز  دو روز  خَشَه .

ای خروس خوش رنگ  میهمان یک یا  دو  روز عزیز است .

برای افرادی  به کار میرود که بیکار هستند و همیشه سربار دیگران هستند و هنگامی که میهمان کسی می شوند تا چند روز بدون اینکه کاری داشته باشند همان جا چتر باز می کنند .

 4. پشخَه  وِ دست  چَرم  نِشینه

يعني: پشه اطراف چیز  های چرب و شیرین جمع می شود .

كاربرد: هم معنی این شعر معرف خداوند سخن سعدی شیرازی  است

«این دغل دوستان که می بینی        مگسانند گرد شیرینی »

لالایی پاپی (قلعه خانجانی):

به سهم زندگي كودك از زندگي ساده ي روستايي مبتني بر دام و طيور اشاره دارد. مادر در اين لالايي چنان از نيمروي ساده سخن مي گويد كه گويي خوشمزه ترين غذاها را براي كودكش فراهم مي آورد.

لالا لالا لا لا لا لا لا ئيه
(بخواب! بخواب! بخواب، بخواب فرزند دلبندم)

سي روله كم كنم نون و خائي نه

(براي فرزندم نان و خاگينه اي مي پزم)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 9:4  توسط مدیریت   |