آبجي (تركي)

خواهر- همشيره

آپارات (روسي)

دستگاه/ ابزار

آپاراتي (روسي+پارسي)

پنچرگيري

آپارتمان (فرانسه)

سراچه/ كاشانه

آجودان (فرانسه)

استوار دو

آچار (تركي)

دست‌افزار/ كليد

آخرالامر

سرانجام

آدميرال (انگليسي)

درياسالار

آذوقه (تركي)

توشه، خوردني

آرشه (فرانسوي)

كمانه

آرشيو

بايگاني

آرشيو (فرانسوي)

بايگاني

آغل (تركي)

لانه

آقا (تركي)

خواجه، سرور، بزرگ

آقاسي (تركي)

پاسدار، مهتر

آكادمي (فرانسوي)

فرهنگستان، انجمن

آلاخون والاخون (تركي)

دربه‌در، بي‌خانمان

ابتدا

نخست

ابد

جاويدان

ابداع

آفريدن، ساختن

ابدي

هميشگي و پايا

ابنيه

ساختمان‌ها

ابهام

پيچيدگي

اتابك (تركي)

پدر/ سرپرست/ بزرگ

اتباع

شهروندان

اتفاق

رويداد

اتفاق افتاد

رخ داد، روي داد

اتوماتيك

خودكار

اتومبيل (فرانسوي)

خودرو

اثر

نشان

اجر

پاداش، مزد

اجرت

دستمزد

اجرت

دستمزد

احتراق

سوختن

احتكار

انباركردن

احتمالا

شايد

احتياج

نياز

احصاء

شمردن

اخاذي

زورگيري

اخراج

بيرون كردن

اخطار

هشدار

اخيرا

به تازگي

اذيت

آزاردادن

اراضي

زمين‌ها

ارتجاع

واپس‌گرايي

ارتعاش

لرزش

ارتفاع

بلندي

از آن روز به بعد

پس از آن روز

از اين طريق

از اين روش، از اين راه

از اين قبيل

از اين دست

از اين نظر

از اين رو

اساسي

بنيادي، بنيادين

اسبق

پيشين

اسبق

پيشين

استاديوم (انگليسي)

ورزشگاه

استحصال

برداشت

استحقاق

شايستگي

استراتژيك

راهبردي

استعفا

كناره‌گيري

استنباط

برداشت

استنشاق

بوكردن

استهزاء

ريشخند

استيلا

چيرگي

اسرع وقت

هر چه زودتر

اسطوره

افسانه

اسم

نام

اصطلاحات

واژگان

اضمحلال و انهدام

نابودي

اعتدال

ميانه‌روي

اعجاب‌انگيز

شگفت‌انگيز

اعياد

جشن‌ها

اغلب

بيشتر

افتتاح

گشايش

افراط

زياده‌روي

اقامت

ماندن

اقصي‌نقاط

سراسر

اكثرا

بيشتر

اكران (فرانسوي)

نمايش

الان و حالا

اكنون

الحاق

پيوستن

الحاق

پيوست

الي يا لغايت

تا

اما

ولي

امتحان

آزمون

امتحان كردن

آزمودن، آزمايش كردن

امتناع كردن

خودداري ، پرهيز كردن

امرار معاش

گذران زندگي

امرتان چيست

فرمايشتان چيست

امكان‌پذير

شدني

انتخاب

گزينش

انتقام

تلافي، كين‌خواهي

انعكاس

بازتاب

انفصال

جدايي

انيميشن (انگليسي)

پويانمايي

اول

نخست  شروع آغاز

اول يا اولا

نخست

اولاد

فرزندان

ايام

روزها

ايده‌آل (فرانسوي)

آرماني

ايراني‌الاصل

ايراني تبار

باتشكر

با سپاس

بارز

آشكار

بارك‌الله

آفرين

باقي

جاويد، پايدار

بالاجبار

به ناچار

بالاخص

به‌ويژه

بالعكس

وارونه

بالكن

ايوان

بحث و تبادل نظر

گفتمان

بدعت

فرآوري

بدون شك

بي‌گمان

بدون فوت وقت

بي‌درنگ

بذله‌گو

شوخ

براي مثال

براي نمونه

برودت

سرما

بشاش

گشاده‌رو

بشاش

خنده‌رو

بعد

از اين پس

بعضا

گاهي

بكر

دست‌نخورده

بلافاصله

بي‌درنگ

بلوف (انگليسي)

يك‌دستي زدن

به تدريج

كم‌كم، آهسته آهسته

به خصوص

به ويژه

به طور قطع

بي‌گمان

به قول

به گفته

به وجود آوردن

پديد آوردن

به هر صورت

به هر روي

بي‌انتها

بي‌پايان

بي‌بديل

بي‌همتا

بي‌ترديد

بي‌گمان

بي‌حد و حصر

بي‌اندازه

بيش از حد

بيش از اندازه

بي‌صبر

ناشكيبا

بي‌نظير

بي‌مانند، بي‌همتا

پاورقي

زيرنويس

پرتعداد

پرشمار

پرسنل (فرانسوي)

كاركنان، كارمندان

پروسه

فرآيند

پروسه (فرانسوي، انگليسي)

فرآيند


 

تا به حال

تاكنون

تا حالا

تاكنون

تا حدي

تا اندازه‌اي

تاثر

اندوه

تاسيس

بنياد نهادن

تاسيس

راه‌اندازي

تالم

اندوهگين شدن

تامل

درنگ

تبسم

لبخند زدن،

تحت فشار

زير فشار

تحتاني

زيرين

تحريك‌كننده

برانگيزاننده

تحقيق

پژوهش

تحول

دگرگوني

تخاصم

دشمني

تخريب

ويراني

تدريجا

كم‌كم

تدفين

خاكسپاري

تدين

دينداري

تذكر

گوشزد، يادآوري

تذكر

گوشزد، به ياد آوردن

تردد

آمد و شد، رفت و آمد

تردد

آمد و شد

ترديد

دودلي كردن

ترغيب كردن

واداشتن

تصفيه

پالايش

تعجيل

شتاب كردن

تعداد محدودي

شمار اندكي

تعليم

آموزش

تفكر

انديشيدن

تفكيك

جدا كردن، جداسازي

تفكيك

جداسازي

تقابل

رويارويي

تقاضا

درخواست

تقاضا

درخواست، خواهش

تقدير

سرنوشت

تقريبا

كم و بيش، نزديك به

تقليد

پيروي كردن

تقليد

دنباله‌روي

تقليل

كاهش

تقويم

سالنامه

تلويحا

سربسته

تمايل

گرايش

تمثيل

داستان

تمرد

سركشي

تملق

چاپلوسي

تنوع

گوناگوني

تواضع

فروتني

توقف

ايستادن، ايست

ثانيا و ثالثا

دوم، سوم

ثبات

پايداري

ثبت‌نام

نام‌نويسي

ثروت

دارايي

جاري

روان

جامع

فراگير

جاي مثمر

كارساز

جداً

به راستي،بدون شوخي

جديدا

به تازگي

جديدترين

تازه‌ترين

جذاب

گيرا

جرايد

روزنامه‌ها

جغرافيا

گيتاشناسي

جفا

ستم

جمعا

روي هم رفته

جمعه

آدينه

جمعي

گروهي

جواب

پاسخ

جواب

پاسخ

جولان

تاخت و تاز

جهل

ناداني

حاجت

نياز

حادثه

پيشامد

حال

اكنون

حامي

پشتيبان

حتما

بي‌گمان

حداقل

كمينه، دست‌كم

حداكثر

بيشينه

حدس

گمان

حدس زدن

گمان

حرف زدن

سخن گفتن

حفره

سوراخ

حق‌الزحمه

دستمزد

حقوق (پول دريافتي)

دستمزد، كارانه

حكميت

داوري

حلقوي

گرد

حمال

باربر

حمايت

پشتيباني

خاتمه و انتها

پايان، ته

خبره

كارشناس

خجالت‌آور

شرم‌آور

خسارت

زيان

خصومت

دشمني

خطيب

سخنران

خطيب

سخنران

خلاصه

چكيده