جنگ رسانه ها در غزه
ما دانشجویان روابط عمومی نیز
ضمن عرض تسلیت و احساس همدردی با مردم غزه
جنایات صهیونیست های مزدور را محکوم می نماییم.

جنگ غزه و رسانه
باوجود این که تلاش رسانه هاي بيگانه براي کم اهميت نشان دادن فاجعه انساني به وقوع پيوسته در غزه، عمق فاجعه به حدي است که با تمام ترفندها و سانسورهاي رسانه اي اين فاجعه همچنان به عنوان مطرح ترين و با اهميت ترين سوژه در 10 روز اخير در سطح بين المللي بوده است. به طوري که حتي رسانه هاي تحت سيطره صهيونيسم نيز مجبور به اقرار در مورد شدت و گستردگي آن شده اند.
شبکه تي اس ار سوييس در اين باره گزارش داد زندگي روزمره فلسطينيان در غزه به جهنم تبديل شده است.
همچنين به گزارش شبکه يورونيوز گروهي از خانواده هاي فلسطيني که در بمباران هاي رفح خانه خود را از دست داده اند به دفتر سازمان ملل در اين شهر پناه برده اند.
يکي از اين پناهندگان مي گويد هيچ کس به ما کمک نکرده است و هيچ کس نگران سرنوشت ما نبود به همين علت اينجا پناه آورده ايم.
اين گزارش به بررسي پنج محوراصلي عمليات رواني غرب مي پردازد که در مورد حمله نظامي رژيم صهيونيستي به مردم بي دفاع غزه از سوي رسانه هاي غربي در يک هفته اخير مطرح و برجسته سازي شده است.
عمده ترين محورهاي مورد بررسي عبارتند از:
*** محور اول عمليات رواني :ادعاي حمايت جهاني از جنايت هاي رژيم صهيونيستي در غزه
رژيم اشغالگر اسرائيل براي توجيه اقدامات وحشيانه خود در حمله به ملت بي دفاع غزه مي کوشد تا طبق روال خود با مظلوم نمايي اجماع جهاني را با خود همراه کرده و افکار عمومي جهاني را تحت تاثير قرار دهد.
در اين رابطه روزنامه جروزالم پست مدعي شد «بنظر ميرسد اسرائيل از حمايت مطلوبي در سطح جهان در عملياتش در غزه برخوردار است.»
به گزارش اين روزنامه صهيونيستي «کشورهايي از قبيل استراليا، کانادا، دانمارک، فرانسه، المان، هند، ايتاليا، ژاپن، کره جنوبي، امريکا، و اتحاديه اروپا و ناتو با اسرائيل روابط گرم و نزديکي داشته اند.»
به ادعاي اين روزنامه «علاوه بر اين خيلي از کشورهاي اروپاي شرقي و اعضاي بلوک شوروي سابق که تفاوت بين يک کشور دمکرات و يک گروه تروريستي ديکتاتورپرست طرفدار عقايد و سياستهاي افراطي را درک ميکنند نيز از حاميان و دوستان اسرائيل بشمار ميروند، انها هم سياست دفاع از خود تل اويو در برابر تروريستها را تصديق کرده اند. از ميان اين کشور ها ميتوان به جمهوري چک جمهوري اذربايجان گرجستان ليتواني و لهستان اشاره کرد.»
اين روزنامه به دروغ مي نويسد: « بيشتر کشورهاي زيرصحرا و بيشتر کشور هاي اسيايي و امريکاي لاتين هم از حاميان اسرائيل بشمار ميروند. از کشور هاي ديگري که با اسرائيل روابط حسنه اي دارند ميتوان به چين، روسيه و ترکيه اشاره کرد.»
«اکثر کشورهاي جهان از عمليات اسرائيل در غزه عملا حمايت کرده اند که اين امر حايز اهميت است. تنها عده معدودي از انها به انتقاد لفظي از اين عمليات پرداخته اند که البته اهميت چنداني هم ندارد. تل اويو واقف است که کشورها ديگر تمايلي ندارند از جنگي طولاني و يا فتح دوباره نوار غزه حمايت کنند. اما اينها جزو اهداف اسرائيل نيستند سوال اصلي اينجا مطرح ميشود ايا اين کشورها ميتوانند سهمي در توافقهاي امنيتي جديدي داشته باشند توافقهايي که با کمک انها در عمل از حملات حماس به اسرائيل در اينده ممانعت شود.»
همچنين به گزارش شبکه فرانس24 "مارک دو شالورون" خبرنگار اين شبکه در بيت المقدس گفت: «اسرائيل عقيده دارد واکنش جامعه بين المللي نوعي هديه اي الهي است و رژيم صهيونيستي از واکنش جامعه بين المللي به حملاتش به غزه بسيار خرسند است.»
***محور دوم عمليات رواني: ادعاي حمايت نظامي جمهوري اسلامي از نيروهاي مقاومت در غزه و جلوگيري از ايجاد صلح در منطقه
رسانه هاي غربي ادعا دارند که ايران در تلاش است از بحران غزه براي تغيير صف آرايي منطقه اي استفاده نمايد.رسانه هاي بيگانه با ارايه گزارش ها وتحليل رسانه اي به منظور به حاشيه راندن جنايات صهيونيست ها درنوار غزه ميکوشند از اين موضوع به عنوان دستاويزي براي اختلاف افکني ميان ايران وکشورهاي عرب منطقه بهره برداري نمايند و از اين منظر سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران را تنش زا معرفي کنند.
"عليرضا نوري زاده" ضد انقلاب مقيم لندن در گفتگو با بخش فارسي صداي امريکا درباره سياست ايران نسبت به فلسطيني ها گفت: « دولت هايي مثل جمهوري اسلامي و سوريه هر زمان اميدي به دستيابي به يک صلح پايدار پيدا شده است با تحريک به آشوب و واداشتن گروه هاي تندرويي که به آنها وابسته اند مانع از تحقق صلح شده اند و جمهوري اسلامي مسبب اصلي مسائل فلسطيني هاست.»
روزنامه آمريکايي لس آنجلس تايمز نيز با ذکر اينکه دشمن اصلي رژيم صهيونيستي در غزه ايران است ، تاکيد کرد که حملات ارتش اين رژيم تا شکست عامل نفوذ ايران در اين منطقه، يعني حماس بايد ادامه يابد.
رسانه هاي عربي نيز هماهنگ با رسانه هاي غربي به طور گسترده به ادعا هاي آنان دامن زدند.
روزنامه الاهرام چاپ مصر نيزادعا کرد: «غزه بين چکش اسرائيل و سندان ايران قرار گرفته است و ايران در تلاش براي تسويه حساب هاي خود با استفاده از ملت فلسطين و به ضرر آنان و يا کشورهاي منطقه خليج (فارس) است.»
روزنامه کويتي الوطن با چاپ کاريکاتوري، ايران را به بهره برداري از تحولات و کشتار مردم غزه متهم کرد. اين کاريکاتور، ايران را در حال ايستاده بر روي اجساد مردم غزه و ترسيم نموداري نشان مي دهد که سيري صعودي دارد.
همچنين روزنامه الاهرام چاپ مصر ادعا کرد: تمايل ايران به تسلط بر منطقه، عامل حوادث غزه است
روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن در مقاله اي ادعا کرد : ايران به طور غير مستقيم، اما اساسي در حوادث اسفبار غزه نقش دارد و از اين جريان بيش از ديگران سود مي برد.
اين روزنامه در مطلب ديگري ادعا کرد حماس براي اجراي برنامه هاي ايران ساکنان غزه را قرباني طمع ورزي هاي تهران کرد.
الشرق الاوسط همچنين در گزارش ديگر خود ادعا کرد ايران از بحران غزه عليه مصر استفاده مي کند.
همچنين به ادعاي روزنامه النهار ايران از جنگ غزه براي افزايش شکاف بين اعراب استفاده کرده است.
همچنين رسانه هاي خارجي با جوسازي هاي غير حرفه اي خود سعي دارند تمامي فعاليت ها و تحرکات ديپلماتيک جمهوري اسلامي را در مدت زماني که تجاوزات اسرائيل به غزه و براي پايان دادن به جنايات صهيونيستها آغاز شده است را وارونه نمايي کرده و اين اقدامات را در راستاي صف بندي هاي منطقه اي نشان دهند!
از جمله اين اقدامات تخريب گرانه رسانه اي مي توان به سياه نمايي سفر "سعيد جليلي" دبير شوراي عالي امنيت ملي به سوريه و لبنان، سفر "نوري المالکي" به ايران، سفر آتي "علي لاريجاني" رييس مجلس شوراي اسلامي به دمشق و نيز تهديد ايران به قطع صادرات نفت به کشورهاي حامي رژيم صهيونيستي اشاره کرد.
روزنامه الحيات در اين باره نوشت: «ايران تلاش ديپلماتيک گسترده اي را درباره اوضاع نوار غزه آغاز کرده است.
اين روزنامه به نقل از منابع لبناني افزود: «پس از سفر سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران به لبنان و سوريه که اغاز اين تلاشهاست علي لاريجاني رئيس مجلس ايران هم در چند روز اينده به دمشق سفر خواهد کرد.»
اين رسانه ها مي کوشند رويکرد تهران در قبال تحولات غزه وحملات رژيم صهيونيستي به اين منطقه را نه در راستاي پايان دادن به آن بلکه در راستاي تغيير صف آرايي هاي منطقه اي نشان دهند.
در اين باره شبکه تلويزيوني اي بي سي نيوز به نقل از شيمون پرز رئيس رژيم اشغالگر قدس با تکرار ادعاهاي پيشين خود در خصوص حمايت ايران از حزب الله و حماس مدعي شد اين دو گروه به بهاي امنيت و جان مردم خود دستورات ايران را اجرا مي کنند.
پرز در گفتگو با شبکه تلويزيوني اي بي سي نيوز گفت: «آنان (حماس) نمي توانند اين را پنهان کنند که بر اساس دستورات ايران رفتار مي کنند. ايران دو پيرو در خاورميانه دارد که يکي حزب الله در لبنان و ديگري حماس در غزه است. اين دو گروه به بهاي امنيت و زندگي مردم و کودکان خودشان به يک کشور خارجي ايران خدمت مي کنند. »
طي اين مدت رسانه هاي غربي در پروژه عملياترواني خود تلاش دارند تحولات منطقه را براساس استراتژي پيشدستانه ايران، يعني انتقال چالش وجنگ به زمين حريف با حمايت از مقاومت فلسطين معرفي کرده تا خطرات احتمالي رژيم صهيونيستي براي تهران را به حداقل برسد!
به اين ترتيب به نظر ميرسد امپراتوري رسانه اي غرب با اين رويکرد در صدد هستند مردم فلسطين را قرباني بازي قدرت بين ايران و اسرائيل نشان دهند وبا اين شگرد کشورهاي عربي را عليه جمهوري اسلامي ايران تحريک نمايند.
روزنامه فيگارو نيز در مقاله اي با عنوان ايران در پس موشک هاي حماس به قلم جرج مالبرونو نوشت : «حماس به کمک ايران در عرصه نظامي پيشرفت کرده است.»
- راديو اسرائيل در تفسير سياسي طولاني خود به قلم "مناشه امير" ضمن انتقاد شديد از سياستهاي جمهوري اسلامي ايران در حمايت از ملت مظلوم فلسطين مدعي شد تهران از بحران غزه براي انحراف افکار عمومي از برنامه هسته اي خود سوء استفاده مي کند
***محور سوم عمليات رواني :جدا نشان دادن مردم غزه از نيروهاي مقاومت فلسطين
رسانه ها ي غرب با اتخاذ رويکردي هدفمند تلاش کردند با تمايز قايل شدن ميان مردم غزه و مقاومت فلسطين به نوعي مقاومت را نيروي غيرمردمي معرفي نمايند. از اين منظر ابراز نگراني ظاهري و دروغين برخي مقامات کشورهاي غربي درباره وضعيت مردم بي دفاع غزه در اين رسانه ها بزرگنمايي شده است. اين رسانه ها تلاش کرده اند به نوعي بر موضع حمايتي غرب از رژيم اشغالگر قدس سرپوش گذاشته و خواسته برخي از اين کشورها مبني بر برقراري اتش بس را برجسته نمايند و تلاش کنند دولت هاي غربي را از همکاري با صهيونيست ها در کشتار مردم غزه مبرا سازند.
*** محور چهارم عمليات رواني : موجه جلوه دادن تجاوزات اخير رژيم صهيونيستي به غزه
رسانه هاي بيگانه از ابتداي يورش وحشيانه رژيم غاصب اسرائيل به غزه در صدد القاء اين نکته بوده اند که هدف از تجاوزات اخير اسرائيل ، دفاع از خود و از بين بردن نظاميان و نيروهاي مقاومت فلسطيني که مخالف صلح هستند، مي باشد.
اين رسانه ها همچنين حول اين محور مي کوشند وقايع و فجايع حمله به غزه را وارانه نشان داده به طوري که گويي رژيم صهيونيستي ناگزير براي دفاع از خود چنين اقدامات ددمنشانه از را انجام مي دهد.
به طوري که شبکه تلويزيوني فرانس بيست و چهار در گزارشي مغرضانه حملات وحشيانه اين رژيم را توجيه کرد.
اين شبکه تلويزيوني با گزارشي جهت دار درباره حملات راکتي مبارزان فلسطيني به شهرک هاي يهودي نشين جنوب سرزمينهاي اشغالي با نشان دادن گريه زنان صهيونيست هدف از اين حملات را تامين امنيت مردم اسرائيل اعلام کرد.
در اين گزارش امده است: « در برخي مناطق شهرهاي اسرائيلي پناهگاه هايي ساخته شده است و به دنبال اعلام وضع فوق العاده مردم تنها پانزده ثانيه فرصت دارند به اين پناهگاه ها بروند. يک زن صهيونيست ساکن شهرک سديروت که از راکت هاي مبارزان فلطسيني ترسيده بود در اين باره گفت پناه ها به منزل ما بسيار دور است و به همين دليل نمي توانيم از اين پناهگاه استفاده کنيم. وي گفت در زمان انفجار من به زمين افتادم و شروع به گريه کردن کردم و ديگر نتوانستم حرکتي انجام دهم.»
روزنامه الماني زود دويچه نيز در مطلبي به قلم "تورستن اشميتس" مي نويسد:
«فلسطيني ها تاکنون در هفت سال گذشته بيش از ده هزار موشک و خمپاره به اسرائيل شليک کرده اند.»
اشميتس با اشاره به اينکه با تحويل راکتهاي جديد حماس جان بيش از يک ميليون اسرائيلي را تهديد مي کند مدعي مي شود: « تروريستهاي فلسطيني در هفت سال گذشته حدود ده هزار و پانصد راکت و خمپاره به اسرائيل شليک کرده اند»
به ادعاي اين روزنامه «تاکنون 32 اسرائيلي بواسطه اين موشکهاي کوتاه برد کشته و بيش از ششصد شهروند ديگر نيز مجروح شده اند. چندين راکت نيز ظرف چند روز گذشته به شهرهاي اسدود و بئرالسبع که در چهل کيلومتري باريکه غزه قرار دارند اصابت کرده اند. به گفته پليس اسرائيل بر اثر اصابت اين موشکها جان يک ميليون نفر در جنوب اسرائيل در خطر قرار دارد»
اين روزنامه همچنين به نقل از يک کارشناس نظامي اسرائيل مي نويسد: « با وجود حملات هوايي سنگيني که حماس اين روزها دريافت کرده است اما به شليک موشکهاي خود همچنان ادامه مي دهد بنابراين ارتش اسرائيل بايد بر شدت حملات خود بيفزايد.»
به نوشته اين روزنامه ياناتان فايگل از موسسه مبارزه با تروريسم هرتسليا در آلمان در اين باره اظهار داشت: «حماس هنوز هم هزاران فروند موشک ديگر در اختيار دارد که انها را در مناطق مسکوني پنهان کرده است. وي افزود به همين خاطر است که نيروي هوايي اسرائيل نمي تواند انبارهاي تسليحاتي حماس را بدون برجاي ماندن انبوهي از قربانيان غير نظامي منهدم کند. در واقع اين مساله ضرورت حمله نظامي اسرائيل و شناسايي و انهدام اين انبارها را نشان مي دهد.»
همچنين به گزارش خبرگزاري رويترز "يري پوتوزنيک" سخنگوي دولت کشور چک به عنوان رييس دوره اي اتحاديه اروپا، گفت: «در اين لحظه با لحاظ وقايع چند روز گذشته، ما پي برديم اين اقدام نظامي اسراييل، اقدامي تدافعي است نه تهاجمي.»
"ديويد هوروويتس" سردبير روزنامه صهيونيستي جروزالم پست در مصاحبه با شبکه تلويزيوني بي بي سي گفت: «هدف اسرائيل از حملات کنوني به غزه پيشگيري از قدرت گرفتن حماس و تبديل شدن ان به نيروئي همانند حزب الله است»
وي ادعا کرد: «حماس به هيچ وجه حاضر به صلح با اسرائيل نيست و هدف خود را نابودي اسرائيل قرار داده است و اسرائيل با اگاهي از مسائل و مشکلاتي که حمله زميني به غزه در پي خواهد داشت ناگزير شده است تا براي از ميان بردن توان موشکي حماس نيروي زميني خود را به داخل غزه روانه کند.»
راديو رژيم صهيونيستي نيز در گزارشي نوشت: « در هشتمين روز از نبرد اسرائيل با گروه هاي خرابکاري در غزه تروريستهايي که عاملان هزاران مورد حملات راکتي و موشکي به سوي مردم در جنوب اسرائيل بودند روز شنبه در حاليکه ارتش دفاعي اسرائيل در راستاي دفاع از مردم کشور خود مقرها و ساختمانهاي وابسته به تروريستها در غزه را هدف قرار ميداد نيروهاي دشمن نيز تلاش مي کردند که به حملات موشکي و راکتي به خاک اسرائيل ادامه دهند.»
به گزارش مغرضانه شبکه تلويزيوني سي ان ان نيز «نيروهاي حماس به خوبي مسلح و بسيار با انگيزه هستند. آنها تفنگ و نارنجک دارند برخي از انها جليقه ضد گلوله سلاحهاي ضد تانک و موشک اندازهاي دوش پرتاب دارند گفته مي شود حماس دهها هزار راکت کوتاه ميان و دوربرد دارد که مي تواند تا فاصله چهل کيلومتري را هدف قرار دهد البته شمار نيروهاي حماس مشخص نيست اما براورد مي شود شمار نيروهاي امنيتي حماس به بيست و پنج هزار نفر برسد و هزاران نفر از طرفداران حماس را نيز بايد به اين نيروها افزود .»
*** محور پنجم عمليات رواني : متهم کردن حماس به استفاده تبليغاتي از قربانيان غزه
رسانه هاي غربي که در راستاي دولت هاي متبوع خود از انعکاس گسترده و بي سابقه جنايات رژيم صهيونيستي در غزه و واکنش هاي افکار عمومي جهان، واهمه دارند، مي کوشند چنين وانمود کنند که پخش تصاوير و گزارش هايي تکان دهنده از نسل کشي صهيونيست ها در غزه جنبه تبليغاتي داشته و حماس مي کوشد از آن استفاده سياسي جهت محق نشان دادن خود نمايد!
شبکه تلويزيوني فاکس نيوز به نقل از "ليز تروتا" نويسنده و روزنامه نگار امريکايي درباره پوشش رسانه اي تحولات غزه مدعي شد: «حماس از پوشش تصويري قربانيان حملات اسرائيل بهره جويي مي کند تا خود را مظلوم نشان دهد.»
اين نويسنده آمريکايي ضمن انتقاد از به کارگيري واژه هايي چون "تهاجم" يا "بحران" ادامه مي دهد: «وقتي دو طرف درگيري به سوي همديگر تيراندازي مي کنند در واقع "جنگ" روي داده است.»
به گفته وي «يکي ديگر از سخنان کليشه اي که در اين جنگ به کار مي رود "غير نظاميان بي گناه" است»
به گزارش اين رسانه که مانند ساير رسانه هاي غربي که ادعاي پوشالي بي طرفي دارد، همچنين شعار داده شده است که اين گونه "روزنامه نگاري و تصويردهي بين المللي بد است".
ادعاي مضحک ديگري که در اين به اصطلاح روزنامه نگاربه نقل از "آسوشيتدپرس" مطرح مي کند، اين است که «اسرائيلي ها تا جايي پيش رفته اند که پيش از حمله به يک نقطه با تلفن به ساکنان ان اطلاع مي دهند.»
جالب آنکه اين نويسنده که خود از ناقضين حقوق و اخلاق رسانه اي است در ادامه
دم از اخلاق رسانه اي زده و مي گويد: «اخلاق رسانه اي در اينجا کجاست و کدام رسانه در اين باره پوشش مي دهد؟ انان فقط در اين باره که چه شمار از مردم غزه در اين حملات کشته شده اند گزارش مي دهند.»
اين نويسنده ضمن انتقاد از پوشش گسترده رسانه ها در مورد قربانيان غزه مدعي مي شود: «پخش تصاوير زنان و کودکان گريان در خيابان ها در غزه ناراحت کننده است ولي اين را هم بايد توجه داشت که حماس براي اينکه نشان دهد مظلوم واقع شده است در به راه انداختن اين تصاوير در رسانه هاي امريکايي مهارت دارد.»
مقاله دوم
شكست جنگ رواني غربيها
درهمين حال نشريه آلماني "اشپيگل" همراستا با سياستهاي دولتمردان اين کشور براي سرپوش گذاشتن بر نسلکشي صهيونيستها در غزه،اين اقدام را دفاع تل آويو از خود قلمداد کرده و بر لزوم توقف شليک حماس به شهرکهاي صهيونيست نشين تاکيد کرد.
در حالیکه مبارزان حماس با مقاومت در برابر نظامیان صهیونیست از پیشروی آنها جلوگیری کرده اند، گروه دیگری از مسلمانان در دنیای رسانه به رویارویی با رژیم صهیونستی برخاسته اند.
پوشش کامل اخبار اعتراضات جهانی به حملات غزه، پرده برداشتن از جنایات در حال روی دادن در این منطقه و نشان دادن ضعف و ناتوانی نیروهای نظامی صهیونیست در نبرد با حماس، از جمله اقداماتی است كه وحشت تکرار شکست در برابر مقاومت را در دل سران صهیونیست انداخته است.
به گزارش "جهان" در پی عدم موفقیت رژیم اشغالگر قدس برای سانسور خبری حمله به غزه،نیروهای امنیتی این رژِیم اقدام به دستگیری دهها تن از خبرنگاران مستقر در شهرهای همجوار با غزه کرده اند. همزمان با این اقدام که برای جلوگیری از انتشار اخبار مربوط به جنایات نظامیان صهیونیست در غزه صورت گرفته، صدها تن از مخالفان جنگ در سرزمینهای اشغالی نیز دستگیر شده اند.
دولت اولمرت که تلاش دارد ناکامیهای نظامی خود در غزه را کتمان کند، اقدام به سرکوب مخالفتهای صورت گرفته در اسرائیل کرده است.
روزنامه صهيونيستي "معاريو" نوشت براساس نظرسنجي ها 91 درصد شهرک نشينان صهيونيست با حمله نظامي ارتش رِژيم صهيونيستي به زنان و کودکان فلسطيني موافق اند! اما سرنوشت 9 درصد مخالف جنگ برخورد شديد نيروهاي امنيتي و بازداشت و زندان است.
بر اين اساس از آغاز حمله وحشيانه صهيونيستها به نوار غزه که اعتراضات جهاني از جمله مخالفت گروهي از ساکنان سرزمينهاي اشغالي را در پي داشت، تا کنون دست کم 600 اسرائيلي دستگير شده و براي 225 تن از آنان قرار زندان صادر شده است.
این در حالی است که ناتوانی تل آویو در برابر حقایق حمله نظامی به غزه و فشارهای جهانی موجب شده صهیونیستها از در دیگری وارد شده و دست به فرافکنی در رسانه های وابسته به خود بزنند. آنها در اقدامی هماهنگ اتهامات واهی را به پوشش دهندگان اخبار جنایات غزه وارد کرده و در ادعایی تمسخر آمیز تصاویر و صحنه های خونین این جنایات را غیرواقعی دانسته اند.
خبرگزاري فرانسه در خبرهاي روز گذشته خود ادعا کرد تصاويري که از زنان و کودکان به خاک و خون کشيده شده فلسطيني منتشر شده متعلق به حمله سال 2005 صهيونيستها به غزه است. اين روزنامه همچنين مدعي شد شبکه تلويزيوني "الاقصي" متعلق به حماس تصاوير غيرواقعي از وقايع اتفاق افتاده در غزه پخش مي کند.
روزنامه فيگارو چاپ پاريس نيز با جنايتكار ناميدن "حماس"! و با انتشار تصاويري از محل اصابت موشکهاي قسام در شهرکهاي صهيونيست نشين به مظلوم نمايي براي رژيم اشغالگر قدس پرداخت.
درهمين حال نشريه آلماني "اشپيگل" همراستا با سياستهاي دولتمردان اين کشور و سرپوش گذاشتن بر نسل کشي صهيونيستها در غزه،اين اقدام را دفاع تل آويو از خود قلمداد کرده و بر لزوم توقف شليک موشکهاي قسام به شهرکهاي صهيونيست نشين تاکيد کرد.
اين هفته نامه در کمال شگفتي حماس را متهم به سانسور خبري و انتشار تصاوير گزيده از وقايع غزه کرد و نوشت: نيروهاي حماس بر نحوه انتشار تصاوير مربوط به غزه نظارت مي کنند. اين ادعا در حالي مطرح مي شود که نظاميان رژيم صهيونيستي از حضور خبرنگاران براي تصوير برداري از جنايات آنها در غزه خودداري کرده و در عوض تصاوير زخمي شدن سربازان و شهروندان اسرائيلي را به وفور در رسانه هاي ديداري و نوشتاري منتشر کرده اند.
گفتني است عليرغم سانسور شديد خبري در رسانههاي غربي و ايجاد جنگ رواني عليه حماس در اين رسانهها افزايش موج نفرت عمومي از رژيم صهيونيستي و دولتهاي حامي آن باعث شگفتي بسياري تحليلگران شده است.
طرح روي جلدتايم:چرا اسراييل نمي تواند پيروز شود(اشاره به محدوديت هاي فراواني كه در اسراييل و نوارهاي مرزي اعمال مي شود)
يك جنبه ي كمتر معرفي شده در دوران جنگ غزه؛ نقش «رسانه»ها در اين جنگ است .چندي پيش مطلبي نوشتم در مورد رويكرد نشريات امريكايي در مورد تحولات غزه و اينكه چطور برخي از اين نشريات رسوایي هاي مقامات اسراييلي را لاپوشاني مي كردند( مانند آن سخن«شيمون پرز» كه گفته بود :در اين حملات خواب را ازچشم فلسطینیان خواهیم گرفت .اين سخن اگرچه در نيويورك تايمز و لس انجلس تايمز و واشنگتن پست سانسور شد اما در برخي نشريات به چاپ رسيد و اين سوال را ايجاد كرد كه مگر مقامات اسراييلي ادعا نمي كنندكه اين جنگ براي مقابله با حماس است، پس «ربودن خواب از چشم فلسطيني ها »چه معنايي جز اعمال «مجازات جمعي» دارد؟).آن مطلب را چاپ نكردم چون احساس كردم به تنهايي نمي تواند ملاك رويكرد تمامي نشريات امريكايي قرار بگيرد، ضمن آنكه روند سريع تحولات، پرداختن به موضوعات مهم تري را ايجاب مي كرد.
الجزيره:آنچه كه مي بينيد، لهيب آتش بمب هايي است كه بر مردم بيگناه غزه مي بارد!
امروز مي خواهم به شكل گذرا به چند نكته رسانه اي كه در اين چند روز برايم جالب بوده اشاره كنم و بالشخصه اين پست را يك تنفس وبلاگي مي دانم :
اول:متاسفانه نه سواد سينمايي خوبي دارم و نه سواد موسيقايي اما يكي از جذاب ترين كليپ هاي خبري عمرم را چند روز پيش در«شبكه الجزيره»ديدم كه به كنايه نشان مي داد يك رويداد و يا تصويرخبري تا چه حد،قابليت استحاله و تحريف دارد .در اين كليپ 3 دقيقه اي بمب هاي فسفري و خوشه اي به زيبايي هرچه تمام تر و با پخش يك موسيقي آرامبخش كه هارموني شديدي با نحوه پخش پاره هاي آتش بمب ها در آسمان داشت و بدان شكل رمانتيكي بخشيده بود ؛نمايش داده مي شد. لحظه اي بعد آهنگ گوشنواز قطع و اين عبارت نمايش داده شد:«آنچه كه ديديد تصاوير يك نورافشاني خاطره انگيز نيست»وبعد تصاوير اجساد كودكان و زنان به نمايش درآمد و در انتها اين عبارت نقش بست:« آنچه كه مي بينيد، لهيب آتش بمب هايي است كه بر مردم بيگناه غزه مي بارد»!
دوم :خانم «يونيت لوي»Yonit Levi مجري جوان و پرطرفدارشبكه۲تلويزيون اسراييل است .لوي به چند ويژگي خاص، در جامعه اسراييل شناخته شده است:خونگرمي،جديت،اعتماد به نفس بالا،توانايي مديريت و ارايه برنامه ها،جلب توجه و اعتماد مخاطبين،انجام مصاحبه هاي جسورانه با مقامات عاليرتبه با رعايت ادب و انصاف ونيزتوانايي بالابردن آمار مخاطبين برنامه ي مختلف .
يونيت لوي،مجري شبكه ۲ اسراييل
اما طي چند روز گذشته اتفاقي افتاده است كه اين خانم مجري با انتقاد فراواني مواجه و بيش از ۳۰هزار نفر درقالب امضاي بيانيه و مانند آن ،خواستار اخراج او شده اند.خانم لوي اين روزها از طرق مختلف تهديد مي شود و هر روز بيانيه اي شديد الحن از سوي نهادهاي دولتي و مردمي عليه او صادر مي شود .
ماجرا از اين قرار است كه وقتي تلويزيون اسراييل، صحنه هاي كوتاهي از اجساد زنان و كودكان غزه و سپس صحنه اي از بارش تركش هاي شعله ور بر سر شهروندان عادي غزه را پخش کرد،خانم مجري كه به شدت متاثرشده بود، خطاب به بيننده هاي اسراييلي خود گفت:«به نظر من، وقتي در ازاي هر اسراييلي ،۳۵۰فلسطیني به خاك و خون كشيده مي شود؛ اقناع مستدل و منصفانه مردم جهان، در مورد اين جنگ؛ دشوار خواهد بود».
دفتر روزنامه يديعوت احرونوت در تل آويو
پس از این اظهارنظر ،نهادها و موسسات و نشریات مختلف اسراییلی هر یک به بیان آرای سلبي و ايجابي خود در مورد خانم لوي پرداخته اند و «هارتس»نيز در اين باره نوشت:«...خانم لوي -به شكل حرفه اي- فقط ديدگاه خود را بيان كرد ،او نه ارتش را زير سوال برد ،نه موضعي ضد جنگ گرفت و نه مقامات كشور را به دروغگويي متهم كرد ،ليكن به اين واقعيت توجه نداشت كه اسراييل امروز، نمي خواهد به جز صداي طبل پيروزي چيز ديگري را بشنود».
در اسراييل ،سه روزنامه«يديعوت احرونوت»Yedioth Ahronoth ،«معاريو»Maariv و«هارتس»Haaretz (همگي داراي سايت دوزبانه عبري و انگليسي)مهم و تاثيرگذارتر از ديگر روزنامه ها هستند.يديعوت احرونوت،تيراژ بالايي دارد و به دليل حضور ديدگاه هايي از طيف هاي مختلف،خوانندگان متنوعي دارد. معاريو،روزنامه اي راست گرا محسوب مي شود اما در ماه هاي اخير كمي معتدل تر شده است و هارتس نيز اگرچه تيراژ دو روزنامه پيشين را ندارد،اما اعتبار و تاثيري بيشتر از دو روزنامه ديگر دارد،زيرا خوانندگان اين روزنامه را نخبگان سياسي و اقتصادي تشكيل مي دهند.
هارتس،روزنامه اي منتقد است و در به نقد كشيدن هيچ مقام و مسوولي از خود ملاحظه و احتياط نشان نمي دهد
هارتس،روزنامه اي منتقد است و در به نقد كشيدن هيچ مقام و مسوولي از خود ملاحظه و احتياط نشان نمي دهد و درواقع اين هارتس بود كه براي اولين بار عملكرد اولمرت (نخست وزير)،دان حالوتس(رييس ستاد مشترك ارتش)،(عمير پرتز)،اريه ادرعي(وزير كشور)،آبرهام هيشنزون(وزيراقتصاد )و شلومو عزري (وزير بهداشت)،درجنگ 33 روزه (و ديگر زمينه ها)،به تيغ نقد كشيد و در افت شديد محبوبيت اولمرت،استعفاي حالوتس،كناره گيري پرتز و بازداشت چهارنفر اخير ،نقش غير قابل انكاري داشت.
يك قانون كلي و نانوشته در اسراييل وجود دارد و آن اينكه،عليرغم تلاش براي دموكرات نشان دادن فضاي رسانه اي اين كشور؛هرگونه انتقاد به ارتش -اگرچه معمولا به توقيف روزنامه منجر نمي شود-اما هزينه هاي گزافي را براي آن روزنامه در پي خواهد داشت و به قيمت محروميت از مصاحبه و اخبار وگزارش هاي مهم و تاثير گذار تمام خواهد شد،زيرا بخش مهم و عمده اخبار در اسراييل به نحوي با حوزه جنگ و نظامي گري مرتبط است.بنابراين، روزنامه ها سعي مي كنند كه در ايام جنگ،جانب نظاميان را داشته باشند و حالت همراهي و جنگ طلبانه خويش را حفظ كنند ليكن باز هم اين روش منجر به چراغ سبز ارتش به آنها نمي شود چنانكه در جنگ اخير، ارتش به بهانه حفظ سلامت خبرنگاران ، اجازه نداد تا آنان در صحنه نبرد حضور داشته باشند.
ممانعت از ورود خبرنگاران به غزه،مورد اعتراض صنف خبرنگاران قرار گرفت و مساله به دادگاه قانون اساسي كشيده شد با اين همه بازهم تنها شمار اندكي از رونامه نگاران اجازه ورود به غزه(آن هم با تاييد ارتش)را گرفتند و از همه جالب تر وضعيت خبرنگار فلسطيني يكي از شبكه هاي اسراييل بود كه منزل مسكوني وي مورد حمله هواپيماهاي اسراييل قرار گرفت و هرچند ارتش در انتقال فرزندان مصدوم وي به بيمارستاني مجهز در اسراييل همكار ي كرد اما از نظر اصحاب رسانه دراسراييل، همين اقدام،چندان هم بي معنا و اتفاقي نبود.
يك قانون كلي و نانوشته در اسراييل وجود دارد و آن اينكه،عليرغم تلاش براي دموكرات نشان دادن فضاي رسانه اي اين كشور؛هرگونه انتقاد به ارتش -اگرچه معمولا به توقيف روزنامه منجر نمي شود-اما هزينه هاي گزافي را براي آن روزنامه در پي خواهد داشت (صفحه اول يديعوت احرونوت)
شالوم بروشلمي ،روزنامه نگار مشهور و قديمي اسراييل،هفته گذشته طي يادداشتي در هارتس در باره رويكرد جديد ارتش درقبال خبرنگاران نوشت:«در ابتدا ما محدوديت هاي اعمال شده ارتش براي حضور در صحنه را پذيرفتيم چون آنها به گزارشي از كميته وينوگراد اشاره مي كردند كه به صراحت اذعان داشت كه نيروهاي حزب ا... لبنان با تحليل گزارش خبرنگاران و شنود تماس هاي تلفني خصوصي خبرنگاران و سربازان اهداف خود را شناسايي مي كردند اما با گذشت بيش از ۲۰روز از آغاز جنگ و شرايط كاملا متفاوت غزه ،از نظر بسياري خبرنگاران ؛محدوديت هاي بكار رفته كاملا بي مورد بود زيرا خبرنگاران شبكه هاي عربي حضوري گسترده در صحنه نبرد داشتند و پخش تصاوير ارسالي آنان از اجساد كودكان و زنان بيگناه نشان داد كه دليل ممانعت ارتش، تنها حفظ سلامت خبرنگاران و يا عدم تكرار شكست لبنان نيست».
در اسراييل همچنين سه شبكه تلويزيوني ،مهم و پرمخاطـب تر از ديگر شبكه ها هستند.شبكه يك، كه شبكه اي رسمي است و بودجه آن از ماليات عمومي تامين مي شود (اين شبكه هرچند رسمي است اما بالنسبه اخبار را به شكل آزادانه تري پخش مي كند)،شبكه دو و ده،كه شبكه هايي تجاري با آزادي و وسعت پخش خبر بيشتري هستند و نيز شبكه مخصوص ارتش اسراييل و يك دوجين شبكه خصوصي و محلي ديگر كه به اندازه موارد ذكر شده مخاطب ندارند.
شالوم بروشلمي ،روزنامه نگار مشهور اسراييل: پخش تصاوير ارسالي خبرنگاران عرب از اجساد كودكان و زنان بيگناه نشان داد كه دليل ممانعت ارتش(از ورود به غزه)، تنها حفظ سلامت خبرنگاران و يا عدم تكرار شكست لبنان نيست
در روزهاي اخير ،هرچندآتش جنگ به تدریج رو به خاموشي مي رود اما رفته رفته انتقادها در رسانه هاي اسراييل نسبت به موارد متعدد نقض آزادي رسانه ،روند رو به رشدي را طي مي كند و روزنامه ها علاوه بر انتقاد به رويه تند دولت و نظامياني كه چهره اي زشت از اسراييل را در جهان به نمايش گذاشتند،به روش هاي مستبدانه و محدود كننده اي انتقاد دارند كه به بهانه جنگ و شرايط خاص مورد استفاده ارتش و دولت قرار گرفت و بعيد نيست كه دولت اولمرت ،اين بار بيش از آنكه بواسطه عملكرد خود در قبال غزه مورد شماتت قرار گيرد-دست كم در داخل اسراييل-به دليل زير پا گذاشتن آزادي رسانه ها با انتقاد شديد تري از انتقادهاي دوران پس از جنگ لبنان مواجه شود.
زمان شروع حملات اسرائیل، هیچ خبرنگار خارجی اجازه ورود به نوار غزه را نداشته و تنها آماری که از شمار زخمیها و کشتهشدگان در دست است، از سوی دو جناح این درگیریها اعلام شده است. این منابع خبری تا چه اندازه دقیق هستند؟
آن سوی مرزهای غزه، جایی که این روزها آسمان و زمینش هر لحظه به لرزه در میآیند، برای خبرنگاران خارجی، منطقهای ممنوعه است که ورود به آن به هیچ روی امکانپذیر نیست. همهی آنچه که دربارهی شمار کشتهشدگان در رسانههای سراسر جهان مخابره میشود، آماری هستند که از سوی حماس یا ارتش اسرائیل در دسترس خبرنگاران قرار گرفتهاند. هیچ کس از درستی این آمار و خبرها اطمینان ندارد و هر لحظه هم یکی از طرفین درگیری خبر اعلام شده از سوی جناح مخالف را رد میکند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: نمونه چنین خبرهای ضد و نقیضی، گروگان گرفته شدن دو سرباز اسرائیلی و کشته شدن چند اسرائیلی دیگر از سوی نیروهای حماس بود که با تکذیب ارتش اسرائیل روبرو شد. هنگامی که بنیامین روتلند سخنگوی ارتش اسرائیل در برابر پرسش خبرنگارشبکه هفت تلویزیونی اسرائیل قرار گرفت که از او جوابی را درباره صحت این شایعه، که به طور وسیعی پخش شده بود، میخواست، تنها به گفتن این امر بسنده کرد که: «در این لحظه تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که به ما هیچ خبری مبنی بر گروگان گرفته شدن سربازان نرسیده است. حماس به طرز تمسخر آمیزی از رسانهها سوء استفاده میکند و تمام مدت هم دروغ میگوید.»
مشابه اظهار نظرهایی از این دست که توسط سخنگوی اسرائیل بیان شدهاند، به طور چشمگیری در اینترنت به چشم میخورند. پیش از آغاز حملههای زمینی اسرائیل به نوار غزه، ارتش اسرائیل "حملهای اطلاعاتی" گستردهای را در اینترنت به راه انداخت که در این راه بیشترین بهره را هم از سایت اینترنتی "یوتوب" برد.
اگر اسرائیل، حماس را متهم به فریب دادن رسانهها و جوسازی سیاسی میکند، خود به خوبی از قدرت و نفوذی که رسانهها در این بحران ایفا میکند، آگاه است. روتلند این موضوع را انکار نمیکند و میافزاید: «علاوه بر همه عملیاتهای زمینی و هوایی، ما به رسانهها به چشم یک خط مقدم نگاه میکنیم. جبههای که در خاک آن، میتوان به انواع مختلف بازنده یا برنده این جنگ بود.»
مقاله سوم
اینترنت ابزاری برای انتشار "حقیقت"
یکی از نمونههای تبلیغاتی اسرائیل، تصویرهای ویدیویی هستند که خلبانان جنگندههای اسرائیلی آنها را ضبط کردهاند. در این فیلمها سقف مدارس یا مکانهای عمومی دیده میشوند که حماس از آنها به عنوان سکوی پرتاب موشکهایش استفاده میکند. هدف اسرائیل با نشان داده این تصاویر این است که ثابت کند چگونه حماس از غیرنظامیان برای رسیدن به اهداف خود سود میجوید. با این همه این استراتژی اسرائیل همیشه هم کارساز نبوده است.
در یکی از همین فیلمها که به تازگی منتشر شد، دو کامیون در حال جا به جا کردن موشکهای حماس دیده میشوند. یکی از سازمانهای حقوق بشری اسرائیل موفق شد تا این فیلم را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دهد. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که این موشکها چیزی نیستند به جز لولههای معمولیای که متعلق به مالک یک کارگاه واقع در غزه بودند که از ترس حملههای هوایی اسرائیل در صدد مخفی کردن آنها در جایی امن بود.
به محض پخش شدن این خبر، فیلم ویدیویی مربوطه به سرعت از روی یوتوب برداشته شد اما پس از مدتی دوباره بر روی سایت قرار گرفت. در پنج روز اخیر، به گفته سخنگوی ارتش اسرائیل، بیش از دو میلیون کلیلک در یوتوب نصیب اسرائیلیها شده است.
پخش شدن خبرهای جنگ نه از طریق رسانهها یا خبرنگاران، بلکه از طریق طرفین درگیری، ان هم در اینترنت، روشی است تازه که دستکم در دو جنگ بزرگ سالهای پیش روی نداده بود.
جنگ کویت تحت سانسور شدید آمریکاییها و عراقیها پیش رفت. در جنگ آمریکا با عراق هم، آمریکاییها از روش به کارگیری خبرنگاران از پیش تعیین شده استفاده کردند که این امر مورد انتقاد شدید و همه جانبه رسانهها در همان زمان قرار گرفت.
حال در این درگیری جدید، اینترنت تبدیل به مکانی شده است که سراغ خبرهای جنگ را در آن باید گرفت و به اصطلاح "حقیقت" در آن منتشر میشود. اما نکته مهم در این میان این است که در جنگها همیشه اولین چیزی که جان خود را از دست میدهد حقیقت است.
پکن - روزنامه "ساوت چاينا مورنينگ پست" از جمله پرمخاطب ترين روزنامه هاي هنگ کنگ در مقاله اي به قلم "آلکسي لو" نويسنده ارشد روزنامه با اشاره به بحران غزه نقش طرف هاي درگير در اين مناقشه را بلحاظ " تلاش در اقناع افکار عمومي بنفع خود " مورد نقد و بررسي قرار داد. |
|
به گزارش روز جمعه ايرنا به نقل از سرکنسولگري ايران در هنگ کنگ، نويسنده مقاله جنگ رسانه اي براي اقناع افکار عمومي بين دو سرکنسولگري ايران و اسرائيل در هنگ کنگ را مورد اشاره قرار داده و گفته است: از ابتداي شروع بحران خونين در غزه و بمب باران اراضي فلسطيني ها در هفته گذشته سرکنسولگري اسرائيل در هنگ کنگ به بمب باران خبري گسترده در خصوص اين بحران در هنگ کنگ پرداخته است .
نويسنده در ادامه اين مقاله آورده است سرکنسولگري اسراييل در هنگ کنگ تلاش فشرده اي کرده تا ديدگاه هاي کشورش را توجيه کند و اين تلاش ها به شکل ارسال ايميل، ملاقات هاي کنسول اسراييل و ارايه توضيحات و کنفرانس هاي تلويزيوني بوده است .
از طرف ديگر سرکنسولگري ايران در هنگ کنگ نيز اقدام تبليغاتي مشابه اي را براي محکوم کردن اقدام نظامي اسرائيل هدايت نموده است .
در ادامه نويسنده مقاله اين اقدامات را بخشي از يک جنگ رسانه اي بين المللي اعلام کرده است که ديپلمات ها در خط مقدم آن هستند و برخي اوقات جنبه سرگرم کننده به خود مي گيرد چرا که به عنوان سرکنسولگري اسرائيل تعدادي عکس به دفتر روزنامه فرستاده است که سريازان اسرائيلي را در غزه در حال نوازش گربه، بازي با کودکان، کمک به سالخوردگان و حتي دست دادن يک افسر ارشد اسرائيل با همتاي فلسطيني خود نشان مي دهد .
در حاليکه سرکنسولگري ايران در اقدامي قابل پيش بيني عکس هاي دلخراشي از کودکان زخمي يا کشته شده بواسطه حملات اسرائيل در غزه را به روزنامه ارسال نموده است .
نويسنده مقاله وقوع چنين جنگ رسانه اي در هنگ کنگ را غير معمول دانسته و آورده است بسياري از مردم هنگ کنگ توجه کمي به اين درگيري داشته و درک کمي از آن دارند هنگ کنگ و پکن از روابط خوبي با تمامي کشور هايي که منافعي در اين درگيري دارند برخوردارند و لذا يک جبهه ايدئولوژيک محوري در اين بحران محسوب نمي شوند.
نويسنده در پايان مقاله خود آورده است شايد دنياي کنوني يک دنياي همواره مرتبط با هم باشد ولي جنگ در عصر کنوني هنوز مه آلود است و آسيب پذيرترين قربانيان آن کودکان و حقيقت مي باشد .
شايان ذکر است روزنامه انگليسي زبان ساوت چاينا مورنينگ پست مهمترين روزنامه انگليسي زبان در هنگ کنگ با سابقه انتشار يکصدساله در هنگ کنگ و جنوب چين است که مخاطبين فراوان در منطقه دارد.
خارجيان مقيم هنگ کنگ و نيز نخبگان و تحصيلکردگان هنگ کنگي مخاطبان اصلي اين روزنامه مي باشند.
شبد**آساق**275 **1456
|
مقاله چهارم اقتدار رسانه اي خاورميانه و بحران غزه |
ابوالفضل فاتح - از جنگ جهاني اول و دوم گرفته تا ويرانگري ابر قدرت ها در ويتنام و افغانستان، از نسل کشي هاي بالکان، از ده ها سال رنج و درد ملت بي پناه و مظلوم فلسطين و به خاک و خون کشيده شدن غير نظاميان و زنان و کودکان بي دفاع صبرا، دير ياسين، شتيلا، قانا و جنين تا جنگ 33 روزه لبنان، از کشاندن نبردها به منازل مسکوني و موشک باران شهرها و هدف قرار دادن تاسيسات شهري و مردم بي دفاع ايران توسط ارتش متجاوز عراق تا فاجعه حلبچه، همه و همه کشتارها و خون ريزي هاي بي حساب را در جريان منازعات منطقه اي و فرا منطقه اي شاهد بوده ايم. ليکن نوع و ميزان واکنش افکار عمومي به هر يک از حوادث ياد شده به شدت تحت تاثير چگونگي هم پيماني قدرت ها يا تنازع آنها در برهه هاي زماني مختلف بوده است. هر زمان قدرت هاي جهاني در پديداري فاجعه هم پيمان بوده و اشتراک منافع داشته اند، رسانه هاي مسلط جهاني به آرامي و اغماض و سکوت از کنار دهشتناکترين فجايع گذشته و کمتر افکار عمومي را با خبر نموده اند. نمونه بارز اين بي عدالتي و رفتار غير حرفه اي و مغاير با اخلاق رسانه اي پذيرفته شده در کنوانسيون هاي بين المللي در مواجهه با حجم وسيع کشتار مردم بي دفاع ايران و عراق به دست رژيم جنايتکار صدام ديده مي شود که در سانسور خبري رسانه هاي مسلط جهاني کسي را چندان تکان نمي دهد. يا حتي حلبچه با همه عمق و سياهي فاجعه به تعارف مي گذرد. اما اگر حادثه با منافع يکي از قدرت ها به ويژه غربي ناسازگاري داشته به عنوان نمونه حوادث گرجستان عليرغم همزماني با بازي هاي المپيک 2008 پکن، موضوع به سرعت به تيتر اول رسانه هاي جهان تبديل و تلاش گرديده تا به شدت افکار عمومي جهان به آن معطوف شود. غزه از جمله فجايع و تراژدي هاي دست ساخت بشر مدعي مدرنيسم است که به دليل شرايط زماني که جهان مواجه با تغييرات فراوان در عرصه سياست و خلا» تصميم گيري بود و همچنين به دليل هم پيماني بسياري از قدرت هاي جهاني و منطقه اي در همراهي با اشغالگران قدس شريف مي توانست به سرنوشتي چون حلبچه دچار شود و تا مدت ها در غبار بي خبري و سکوت باقي بماند. سمپاتي کشورها و رسانه هاي غربي و ساختار معيوب سازمان هاي بين المللي به نفع اشغالگران صهيونيست بر کسي پوشيده نيست. همين گونه است وضعيت بسياري از دولت هاي بي عمل و وابسته کشورهاي اسلامي نظير مصر و سعودي که در بلوک سازش قرار گرفته اند. رژيم اشغالگر نيز منطقه غزه را منطقه بسته نظامي اعلام کرده و حتي رسانه ها غربي مثل بي بي سي هم اجازه ورود به منطقه و پوشش خبري را ندارند، مگر تحت فرماندهي و هدايت ارتش اشغالگر. حال چگونه است که غزه، حلبچه نمي شود و فراتر از واکنش ها به جنگ لبنان، حتي افکار عمومي بسياري از ملت هاي غير اسلامي و دولت هاي سکولار را نيز چنين تحت تاثير عميق قرار مي دهد. پاسخ سوال فوق علاوه بر بيداري ملت ها و وقوفشان به توجيهات و توطئه هاي قدرت ها، در تحول رسانه اي جهان و ويژگي هاي امروز ارتباطي منطقه خاورميانه نهفته است. خاورميانه به لحاظ رسانه اي تحول چشمگيري از خود نشان داده است. رسانه هاي منطقه قدرتي فرا منطقه اي پيدا کرده اند و توانسته اند حداقل در اين موضوعات که رسانه هاي غربي به دلايل سياسي و سنتي چندان قدرت مانور ندارند، به شدت رسانه هاي مسلط جهاني را به چالش بکشند و ويژگي هاي حرفه اي تاثيرگذارتري از خود بروز دهند. به عنوان مثال شبکه هاي تلويزيوني الجزيره، المنار، العالم، پرس تي وي، و .... به رغم ضعف ها با پوشش زنده و شبانه روزي خود از غزه و تصاوير جنايات جنگي، شرايط جديدي ايجاد کرده اند که تحت فشار قرار دادن المنار در مصر و العالم و پرس تي وي در غزه و تخريب دفاتر اين دو رسانه را نيز بايد در راستاي خشم از اين تاثيرگذاري ارزيابي کرد. اينترنت دنياي ارتباطات را تغيير داده و ديگر صرفا اين قدرت ها نيستند که درباره جريان خبر تصميم مي گيرند. حتي رسانه هاي غربي نيز ديگر نمي توانند به همان روش گذشته ادامه دهند. رسانه هاي انگليسي زبان منطقه ادبيات جديدي را به فضاي رسانه اي غرب افزوده اند و بسياري از مردمان اين کشورها خواهان اطلاعات دقيق تر و کامل تري از وقايع هستند و حداقل در اين گونه وقايع ديگر اعتماد مطلق گذشته را به رسانه هاي مسلط خودشان ندارند. همين چند روز پيش هزاران تن در انگلستان با انتقاد شديد از بي بي سي فرياد "شرم بر تو اي بي بي سي" سر دادند و از اين بنگاه رسانه اي مي خواستند که حقيقت را بگويد. لذا اين رسانه ها نيز براي واگذار نکردن ميدان رقابت به رسانه هاي نو ظهور رقيب يا به منظور راضي نگه داشتن ماليات دهندگان خود ناچارند به هر طريق ممکن حداقل بخشي از واقعيت ها را منتشر نمايند ولو آنکه بخواهند در لابلاي تحليل هاي جهت دار خود و فرصت هاي بي شماري که در اختيار سران رژيم اشغالگر مي گذارند و با سانسور شديد ديدگاه هاي مقاومت فلسطين واقعيت هاي تلخ و سياه غزه را توجيه نمايند و جنايات ماشين جنگي اشغالگران را دفاع از خود معرفي نمايند و هرگز نپرسند که براستي اگر به فرض مثال ملت انگلستان يا هر يک از ملت هاي غربي ديگر ده ها سال تحت اشغال بودند و ده ها هزار تن از مردمانشان بيگناه کشته شده يا به اسارت مي رفتند و اگر سال ها محاصره بودند و در معرض گرسنگي و تشنگي و تحقير، به راستي با اشغالگران چه مي کردند؟ و تا چه اندازه از امنيت شهروندان ارتش اشغالگر سخن مي گفتند؟ که امروز از مردمان غزه انتظار مدارا دارند و آنان را به اتهام بي ثبات کردن امنيت شهروندان ارتش اشغالگر مستحق چنين بي رحمي و کشتاري مي دانند. واکنش هاي مردمي در اقصي نقاط جهان و در همين کشورهاي غربي نشان داد که همان ميزان خبر و تصوير که از سيستم فيلترينگ رسانه ها عبور کرده و در اختيار مخاطبان قرار گرفت، کافي بود که جهان را تکان دهد. رسانه ها هر تحليلي مي خواهند داشته باشند، مهم اصل خبر است که افکار عمومي جهان از آن مطلع شده و اساس تحليل مخاطبان را تشکيل داده است که البته بسيار متفاوت از تحليل و خواست دولت ها، قدرت ها و رسانه هاي مسلط است. آلام و مظلوميت فلسطينيان، تشنگي و گرسنگي روز افزودن، تن هاي پاره پاره از آتش مستقيم هواپيماها و تانک ها و بمب هاي فسفري و فوق مدرن، قلب هاي پاره شده کودکان بي پناه از گلوله مستقيم اشغالگران، چهره رنج کشيده رنجيده اما مقاوم، خاکستر ويراني هاي غزه و خون بر زمين ريخته مردمي که سال ها تحت اشغال بوده و با دست خالي در معرض بي رحمي ارتشي سر تا پا مسلح و ويرانگر قرار گرفته اند، همان ميزان که به رسانه ها راه يافت، خبر از ددمنشي بي حد و توحش مدرن اشغالگران صهيونيست و ادعاهاي دروغين حاميان آن ها مي دهد که خارج از تحمل عواطف و احساس مردم عادي از هر کيش و مسلکي است. از اين روست که ليوني وزير خارجه اشغالگران از کانال تلويزيوني الجزيره مي خواهد تا از انتشار فيلم و تصاوير عملکرد اشغالگران خوداري کند تا آنان بتوانند ماموريت ضد بشري خود را بدون حساس کردن افکار عمومي جهانيان به انجام برسانند. شايد برخي از صحنه ها و تصاوير بسيار تکان دهنده و خارج از تحمل مخاطب باشند، اما فاجعه آنقدر عظيم است که نمي توان آن را به تصوير نکشيد و جهانيان را هشيار نکرد. اين همان چيزي ست که اشغالگران به شدت از آن واهمه داشته و سعي در سانسور حقيقت و اصلاح چهره کريه و رسوا شده خود دارند. ليوني مي خواهد که تصاوير اطفالي که به مرگ لبخند زده اند منتشر نشود. ليوني مي خواهد که تصاوير قرانياني که سرهايشان با راکت هاي هوشمند از تنشان جدا شده است نشان داده نشود تا همچنان خود را به جهان قرباني معرفي کنند، اما نمي تواند. چرا که در دنياي جديد ارتباطات، رسانه هاي نو ظهور و آلترناتيو منطقه اي، تسلط رسانه هاي صاحب سبک و مسلط غرب را عملا به چالش کشيده اند و مخاطبين قدرت يافته اند که اطلاعات را آنچنان که مي خواهند به گردش درآوردند، نه آنچنان که صرفا رسانه ها مسلط تعبير، تفسير و ديکته مي کنند. اکنون هر رسانه منطقه اي و محلي يا هر سايت، وبلاگ، پيامک و ايميلي مي تواند نقشي تاثيرگذار ايفا نمايد. در کنار ساز و کار رسانه اين محتوا و عناصر پيام است که نقشي جدي ايفا مي کند. اين که رسانه هاي آلتروناتيو فضاي جديدي ايجاد کرده اند، همواره مورد قبول بوده همچنان که در جنگ دوم خليج فارس يا انتخابات اخير آمريکا شاهد بوديم، اما اينکه بتوانند تسلط رسانه هاي اصلي و رسمي جهان را بشکنند مورد سوال بوده است. ماجراي غزه نه تنها از منظر انساني، بلکه از منظر رسانه اي به ويژه نقش رسانه هاي آلترناتيو و تاثير تصوير که خود رسانه اي مستقل است نيز اتفاق مهمي در جهان رسانه است. در عين حال به رغم واکنش مثبت تعداد قابل توجهي از دولت هاي نسبتا مستقل، ممکن است رسانه ها و افکار عمومي تاثير تعيين کننده مورد توقع بر ساخت فعلي قدرت و نظام غير عادلانه به تراتژدي غزه را در حال حاضر مشاهده نکنند و سياستمداران دولت هاي بزرگ و هم پيمانانشان در لابلاي تعارفات ديپلماتيک، کم اعتنا به حساسيت هاي رو به گسترش مردمي و رسانه اي، همچنان راه گذشته خود را پيموده و به راه حل هايي کمتر از حمايت نهايي از جريان سلطه و اشغال و سازش راضي نشوند، همچنان که در جريان تصويب قطعنامه غير منصفانه سازمان ملل به رغم خيزش مردمي در سطح جهان شاهد بوديم. اما بي ترديد تا همين جا نيز نشانه هاي تاثيرگذار جريان جديد رسانه بر افکار عمومي و نظام تصميم سازي آشکار شده است. اگر جريان رسانه هاي آلترناتيو شاخصه هاي متمايز گفتماني خود را حفظ نموده و تداوم بخشند، مي توان انتظار داشت که همبستگي معنوي ملت ها، آرايش فکري و متعاقبا نظام و جغرافياي سياسي آينده به ويژه در منطقه به شکل معنا دارتري از عملکرد و گفتمان رسانه ها نو ظهور جهاني و منطقه اي و اکفار عمومي تاثير پذيرد و از سوي ديگر رسانه هاي مسلط فعلي جهاني وادار به تغيير مشي يا دچار چالش هاي جدي با اعتماد مخاطبان خود شوند.